تبليغاتX
گنبد طلايي امام هشتم
گنبد طلايي امام هشتم
گنبد طلايي امام هشتم ( امام رضا )

محدودیت سود در داد و ستد در کلام امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام فرمودند:

«ربحُ المومن علی اخیه رباً، إلا أن یشتری منه شیئاً باکثر من مئه درهم، فیربح فیه قوت یومه، او یشتری متاعاً للتجارة فیربح علیه ربحاً خفیفاً (1) ؛ سود گرفتن مومن از برادر دینی خویش ربا است، مگر این که چیزی را به بیش از صد درهم بخرد. در این صورت، به اندازه خوراک روزانه‎اش سود دریافت می‎کند، یا کالایی را برای فروش بخرد، در این صورت سود اندکی از او می‎گیرد.»

در پرتو این کلام حضرت، به یک محدودیت اصولی می‎رسیم و آن، محدودیت در چهارچوب سودهای تجاری و داد و ستدها است. داد و ستد و تجارت، در اصل و ماهیت مباح و مجاز است و کسانی که کالایی را با کوشش و صرف وقت، در اختیار مصرف کننده قرار می‎دهند، به مصرف کننده کمک کرده‎اند و شایستگی مزد و پاداش و به اصطلاح مقداری سود دارند؛ لیکن این سودها باید محدود باشد، و در چهارچوب قانون عدل و انصاف محدود گردد. شرایط و نوسان‎های اجتماعی و اقتصادی، نباید موجب گردد که در روابط تجاری و خرید و فروش پای سودهای کلان به میان آید، و نظام فاسد و ضد اجتماعی واسطه‎گری، بتواند در تنگناها و فشارهای اقتصادی، سودهای کلان به جیب بزند، و دست توده‎های مصرف کننده را به نام «جواز سود در معاملات» تهی سازد.

امام رضا علیه السلام در این سخن می‎فرماید: به اندازه گذران زندگی (قوت یومه) سود ببرد، یا در مورد مال تجاری، سود اندک (ربح خفیف) داشته باشد. و رشد و افزایش ناموزون و زیاد سود، در معاملات تجاری نباشد.

در اقتصاد سرمایه‎داری، سود، قاعده، هدف و اصل است، و جریان کالا، برای سرمایه‎داران، وسیله و ابزاری برای دستیابی به سود بیشتر است. ماهیت نظام سرمایه‎داری را سودهای روز افزون و درآمدهای افزایشی و زیاد تشکیل می‎دهد.

در اسلام، هدف اصلی، توزیع سالم کالا در جامعه و رفع نیاز مردم و رعایت مصالح عمومی است.

آیت الله شهید دکتر سید محمد حسینی بهشتی می‎گوید: «از تتبع قسمت مهم روایاتی که از عصر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (سلام الله علیهم اجمعین) در زمینه آداب تجارت داریم، به خوبی درمی‎یابیم که یک کاسب دارای اخلاق اسلامی و ملتزم به مبانی اسلام، سودی که در کسب برای خود در نظر می‎گیرد، معادل حق الزحمه‎ای است که عادلانه باشد، ولی کاسبی که علاوه بر این بخواهد اصل سرمایه او که از نظر اقتصادی عقیم و نازاست، برای او معجزه کند، و فرزند داشته باشد، فرد غیر منصفی است، و در این زمینه در معیارهای اسلامی تردیدی نیست ... ما از آیه  "احل الله البیع و حرم الربا" تا حد سود معقول، حق الزحمه فروشنده را می‎فهمیم، و بیش از این از نظر ماهیت اقتصادی، نوعی ظلم است، و هیچگونه تفاوتی با ربا ندارد.»(2)

آیت الله شهید سید محمد باقر صدر نیز می‎گوید: «این منع قاطع امام علی علیه السلام (در عهدنامه مالک اشتر) از احتکار، به معنای خواست شدید اسلام نسبت به از میان بردن سودهایی است که بر اساس قیمت‎های ساختگی استوار است، و در جریان احتکار سرمایه‎داری پدید می‎آید. سود پاک (مشروع) سودی است که از راه بهای واقعی مبادله کالا به دست می‎آید. و این قیمتی است که بر اساس سود کالا و مقدار طبیعی و خارجی آن به دست می‎آید، با دور افکندن جریان کمیابی ساختگی که سرمایه‎داران و بازرگانان محتکر با تسلط بر جریان عرضه و تقاضا آن را ایجاد می‎کنند.» (3)

نیز ایشان در کتاب گرانقدر « اقتصادنا » در این زمینه تحلیل‎های ارزنده‎ای دارد که فرازهایی از آن را در این جا می‎آوریم:

«بدین سان، فروش برای خرید (برای برطرف کردن نیازها)، به فروش برای انباشتن پول تحول یافت.»(4)

کلام امام رضا علیه السلام از قرآن گرفته شده است. قرآن، درباره تجویز سودهای تجاری چنین گفته است:

«لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم و لا تقتلوا انفسکم... (5) ؛ اموالتان را در بین خود به ناحق مخورید، مگر داد و ستدی باشد با رضایت شما (خریدار و فروشنده)، و خودهاتان را مکشید ... .»

در این آیه، رضایت خریدار و فروشنده شرط شده است، و در صورت گران فروشی و سودهای زیاد، رضایت فروشنده حتماً وجود ندارد. 

از امام رضا علیه السلام ضمن روایتی نقل شده است که اگر کنترل و محدودیتی در کارهای اقتصادی و غیر اقتصادی انسانها نباشد، جامعه به تباهی کشیده می‎شود، و همگان به فساد دچار می‎گردند. از نمونه‎های مهم و روشن محدودیت و نظارت در کارهای اقتصادی افراد و اجتماعات، کنترل سود در معاملات است.

امام علی علیه السلام فرمودند:

«... ولیکن البیع بیعاً سمحاً، بموازین عدل، و اسعار لا تجحف بالفریقین، من البائع و المبتاع... (6) ؛ معامله باید سهل و آسان و با میزان عدالت انجام شود و با نرخ‎هایی صورت گیرد که به هیچ یک از خریدار و فروشنده اجحاف نشود.»

این حدیث، معیار اصلی در حدیث امام رضا علیه السلام را بازگو می‎کند، که باید در مبادله «ربح حفیف» هیچ اجحافی به هیچ یک از خریدار و فروشنده نشود. «بیع سمح» و آسان و از روی موازین عدالت و نرخ مناسب، که در کلام امام علی علیه السلام آمده است، معنای «ربع حفیف» در کلام امام رضا علیه‎السلام را روشن می‎سازد.

 


پی‎نوشت‎ها:

1ـ مستدرک الوسائل، ج 2، ص 464 / الحیاة، ج 4، ص 142/ بحارالانوار، ج 103، ص 100.

2ـ اقتصاد اسلامی، صفحات 60 تا 62، چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامی در سال 1362 ش.

3ـ الاسلام یقود الحیاة، صفحات 49 و 50 ؛ وزارة الارشاد الاسلامی

4ـ اقتصادنا، ج 1، ص 369، چاپ دارالتعارف بیروت؛ ترجمه فارسی ج 1، ص 451.

5ـ سوره مبارکه نساء، آیه 29.

6ـ نهج البلاغه، ص 1018.

× نوشته شده توسط ستار | لینک ثابت |



پيشگويي هاي امام رضا (علیه السلام)

امام رضا عليه‏السلام بسياري از حوادث را قبل از آنکه واقع شود، پيش‏بيني مي‏کرد و آن حوادث همان گونه که حضرت پيشگويي کرده بود، اتفاق مي‏افتاد. اين پيشگوييها به روشني عقيده‏ي اصلي شيعه را ثابت مي‏کند که مي‏گويد: خداي تبارک و تعالي به امامان اهل‏بيت عليهم‏السلام فضيلت و علوم باطني بخشيده است، درست همان طوري که به پيامبرش بخشيده است.
برخي از پيشگوييهاي امام رضا عليه‏السلام را در ذيل مي‏آوريم:
1. حسن بن بشار روايت مي‏کند با سلسله سند موثق که علي بن موسي الرضا عليه‏السلام فرمود: عبدالله (يعني مأمون)، محمد (يعني امين) را خواهد کشت.
من (حسن بن بشار) از او پرسيدم: آيا عبدالله بن هارون، محمد بن هارون را خواهد کشت؟
امام (ع) پاسخ داد: «بلي، عبدالله که در خراسان است، محمد بن زبيده را که در بغداد است، خواهد کشت.» و سپس اين شعر را خواند که معنايش اين است: «يقينا پي در پي کينه‏ها تو را نشانه مي‏گيرند و امراض مخفي را آشکار مي‏کنند.»(1)
چند روزي سپري شد و مأمون برادرش امين را کشت.
2. نمونه‏ي ديگر از وجود علم ذاتي امام رضا عليه‏السلام اين است که وقتي محمد بن جعفر الصادق (ع) در مکه قيام کرد و بيعت مأمون را شکست، امام رضا عليه‏السلام به نزد او رفت و فرمود: اي عمو، پدر يا برادرت را به دروغ متهم مکن، زيرا چنين قدرتي با تو سازگار نخواهد بود.
به هر حال محمد بن جعفر توجهي به پند و اندرز امام رضا عليه‏السلام نکرد و طغيانش را عليه مأمون اعلام داشت. کمي پس از آن، گروههايي از افراد مأمون به سرکردگي جلودي به محمد بن جعفر و جنگجويانش حمله کردند و آنها را شکست دادند. سپس محمد از جلودي امان خواست و او نيز به وي امان داد. آنگاه محمد به منبر رفت و اختيار و قدرت را واگذار کرد و گفت: اين قدرت متعلق به مأمون بوده و من حقي بر آن ندارم.(2)
3. حسين فرزند امام موسي کاظم عليه‏السلام گفته است: ما، جواناني از بني‏هاشم در اطراف امام رضا عليه‏السلام نشسته بوديم، جعفر بن محمد علوي با سر و وضعي نامرتب و لباسي وصله‏دار از مقابلمان گذشت و ما نگاهي به يکديگر کرده و به او خنديديم. در همين حال امام فرمود: در آينده‏اي بسيار نزديک شاهد خواهيد بود که جعفر بن محمد علوي فردي ثروتمند خواهد شد و مريدان بسيار خواهد داشت.
يک ماه بعد ديديم که جعفر حاکم مدينه شد و از موقعيت خوبي بهره‏مند گرديد.(3)
4. از محاول السجستاني روايت شده است که گفت: هنگامي که من در مدينه بودم، امام رضا عليه‏السلام را دستور دادند تا به خراسان برود. امام وارد مسجد شد تا با پيامبر خدا صلي الله عليه و آله خداحافظي کند، پس چندين بار با نبي اکرم (ص) وداع کرد و در تمام اين لحظات مي‏رفت و باز به طرف قبر برمي‏گشت. ناگهان شيوني بلند زد و گريه کرد. شتابان به سوي او رفتم و سلام کردم و تبريک گفتم. امام فرمود: مرا رها کن، چرا که از همسايگي حرم جدم جدا مي‏شوم و در غربت خواهم مرد و در کنار هارون دفن خواهم شد.
من از شهر خارج شدم و در راه با امام بودم تا وارد خراسان شد. امام رضا عليه‏السلام مدتي در خراسان ماند و پس از آن کنار هارون دفن گرديد.(4)
جريان همان گونه اتفاق افتاد که امام رضا عليه‏السلام خود پيشگويي کرده بود. وي به خراسان رفت و ديگر از آنجا برنگشت و به وسيله‏ي مأمون خليفه‏ي عباسي به شهادت رسيد و در کنار هارون الرشيد دفن گرديد.
5. صفوان بن يحيي مي‏گويد: هنگامي که ابوابراهيم (امام کاظم عليه‏السلام) دار فاني را وداع فرمود و ابوالحسن الرضا عليه‏السلام در سمت امامت سخن گفت، براي او از وجود فتنه‏هايي که تهديدش مي‏کرد بيمناک شديم. به امام گفتيم: شما امر عظيمي را آشکار کرديد و ما از اين شيطان (يعني هارون) بر شما بيمناکيم.
حضرت پاسخ داد: بگذاريد هر کاري که مي‏خواهد انجام دهد، او نخواهد توانست به من صدمه‏اي بزند.(5)
اين جريان نيز همان طور که امام رضا عليه‏السلام پيش بيني کرده بود، تحقق يافت، بدين معني که هارون الرشيد رفتار بدي با آن حضرت نداشت و امام (ع) خود اين موضوع را به اصحابش تأکيد نموده بود.
محمد بن سنان مي‏گويد: من به ابوالحسن الرضا عليه‏السلام در دوران هارون گفتم: شما خودتان را از طريق اين موضوع و همنشينانتان در جمع ياران پدرتان مشهور مي‏کنيد، حال آنکه از شمشير هارون خون مي‏چکد (خون پيامبر و اهل بيت او و پيروانش).
امام رضا عليه‏السلام فرمود: همان گونه که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: «اگر ابوجهل يک مو از سر من کم کند، شاهد باش که من پيامبر خدا نيستم»به تو مي‏گويم که اگر هارون الرشيد يک تار مو از سر من کم کند، گواه من باش که من هم امام نيستم.(6)
امام رضا عليه‏السلام چندين بار اعلام کرده بود که هارون به او توهين نخواهد کرد و در کنار هارون دفن خواهد شد. حمزة بن جعفر ارجاني روايت کرده است که هارون از مسجدالحرام از دروازه خارج شد و علي‏الرضا (ع) از دروازه‏ي ديگر، و فرمود: خانه چه دور است و ملاقات چه نزديک! مطمئنا توس من و او را با هم جمع مي‏کند.(7)
امام رضا عليه‏السلام در بسياري از روايات بر روي مدفون شدن خود در کنار هارون الرشيد تأکيد فرموده است. موسي بن هارون روايت مي‏کند: هنگامي که هارون الرشيد مشغول صحبت کردن در مسجد مدينه بود، علي بن موسي الرضا عليه‏السلام را ديدم که به من فرمود: تو خواهي ديد که من و او (هارون) در يک خانه دفن خواهيم شد.(8)
6. نمونه‏اي ديگر از علم ذاتي امام رضا عليه‏السلام خبر دادن از هلاکت برامکه است با توجه به شوربختي آنها. مسافر گزارش کرده است: من با ابوالحسن علي بن موسي الرضا عليه‏السلام بودم، يحيي بن خالد برمکي از برابر ما گذشت در حالي که صورتش را با دستمالي پوشانده بود تا از گرد و غبار فرار کند. امام فرمود: «بدبخت کسي که نمي‏داند در اين سال برايش چه رخ خواهد داد.» سپس اضافه کرد: «تعجب‏آورتر از اين آنکه من و هارون به مانند اين دو انگشت هستيم.» و در همين حال انگشت سبابه و انگشت وسطي‏اش را با هم جمع کرد.
مسافر مي‏گويد: به خدا قسم مفهوم کلام ابوالحسن (ع) را در رابطه با هارون تا زمان شهادتش و دفن او در کنار هارون نفهميدم.(9)
7. محمد بن عيسي مي‏گويد از روي صحت، اين حديث را از ابوحبيب نباجي که گفته بود: پيامبر خدا (ص) را در خواب ديدم که به نباج آمد و در مسجد، جايي که هر سال حاجيان مي ايستادند، ايستاد. من به نزد او رفته و سلام کردم. در جلوي او طبقي بود پر از خرماي صيحاني. او به من مشتي از آن خرماها داد. من آنها را شمردم، هجده دانه بود. پس، از يک نفر تقاضا کردم که خواب مرا تعبير نمايد و او به من گفت که تا هجده سال ديگر زنده خواهم بود. دو سال بعد در حالي که در مزرعه‏ام بودم، شخصي آمد و با من راجع به آمدن حضرت رضا عليه‏السلام از مدينه و ماندنش در آن مسجد گفتگو کرد. من مردم را ديدم که پيش امام مي‏رفتند، من هم نزد او رفتم. ديدم امام در همان جايي نشسته است که در خواب ديده بودم پيامبر (ص) نشسته بود، در حالي که طبقي ساخته شده از ليف خرما پر از خرماهاي صيحاني نزد او بود. من سلام کردم. امام سلام مرا پاسخ داد و فرمود: «جلو بيا.» جلو رفتم و امام مشتي از آن خرماها به من داد، و آنها را مانند آنچه در خواب ديده بودم شمردم، دقيقاً برابر بود با آنچه پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در خواب به من داده بود. پس گفتم: اي پسر رسول خدا، اضافه‏تر از اين به من بده.
حضرت فرمود: اگر پيامبر خدا اضافه‏تر از اين به تو داده بود، ما هم براي تو اضافه مي‏کرديم.(10)
8. جعفر بن صالح روايت کرده و مي‏گويد: من به نزد رضا (ع) رفتم و به او گفتم: زنم باردار است، از خدا درخواست کن تا فرزند من پسر باشد.
امام پاسخ داد: آنها دوقلو خواهند بود.
من به کناري رفته و با خود گفتم: نام يکي را علي و نام ديگري را محمد مي‏گذارم. سپس به نزد امام برگشتم و او به من فرمود: نام يکي را علي و نام ديگري را ام‏عمرو بگذار.
هنگامي که به کوفه برگشتم، همسرم دو قلو وضع حمل کرده بود و من ديدم که يکي پسر و ديگري دختر است. پس پسرم را علي و دخترم را ام‏عمرو نام نهادم.(11)
راويان پيشگوييهاي بسياري را از امام رضا عليه‏السلام روايت کرده‏اند که دلالت بر اين دارد که خدا آنها را با علم صحيح، همان طور که به دوستان پارسا و بندگانش اختصاص مي‏دهد، به آن حضرت الهام فرموده است.
----------------------------------------
پي نوشت:
1ـ المناقب، ج 4، ص 338.
2ـ بحارالانوار، ج 12، ص 13.
3ـ فصول المهمه، ص 229.
4ـ اخبار الدول، ص 114.
5ـ اعيان الشيعه، ج 4، ص 97.
6ـ همان مأخذ.
7ـ الاتحاف بحب الاشراف، ص 59.
8ـ همان مأخذ.
9ـ همان مأخذ.
10ـ کشف الغمه، ج 3، ص 103.
11ـ جوهرة الکلام، ص 146.

× نوشته شده توسط ستار | لینک ثابت |



زهد و تقوای امام رضا

زهد امام رضا

يکي از اوصاف انسان هاي بزرگ، زهد و بي ميلي آنها نسبت به دنيا و زينت ها و تجملات آن است و امام رضا(ع) نيز سرآمد زاهدان عصر خويش بود. در روايتي از محمد بن عباد وارد شده است که مي گفت: امام رضا(ع) در تابستان بر روي حصير و در زمستان بر روي پوستيني مي نشست و لباس خشن مي پوشيد.(1) روزي سفيان نوري، امام را در پوششي از خز ملاحظه کرد. پس اين عمل امام(ع) را ناشايست مي شمرد و بر امام(ع) خرده گرفت که چرا لباسي ارزانتر نمي پوشد. آنگاه امام(ع) دست سفيان را گرفت و آن را زيرلباس خود قرار داد و چون دست سفيان به پوستيني که امام(ع) زيرلباس خز پوشيده بود، اصابت کرد، امام (ع) فرمود:" اي سفيان! پوشيدن لباس خز براي خلق است و پوشيدن پوستين براي حق!"


تقوا و عبادت امام رضا (ع)

يکي از بارزترين ويژگي هاي شخصيتي امام رضا(ع) ارتباط عميق معنوي با خدا است که در کثرت عبادت و خويشتنداري حضرت تجلي مي نمود. ابراهيم بن عباس در روايتي مي گويد:" امام(ع) شبها بسيار کم مي خوابيد و غالباً شب را از ابتدا تا صبحگاهان به احياء و عبادت مي گذراند و بسيار روزه مي گرفت و هيچ ماهي نبود که در آن لااقل سه روز روزه نباشد.(۲) و از شبراوي نيز روايت شده که امام رضا(ع):" همواره با وضو و نماز همراه بود و تمام مدت شب را با نماز مي گذراند..."(۳)

همچنين، از امام(ع) دعاهايي نقل شده است که همگي سرشار از روح بندگي و انس با حضرت معبود و توکل بر ذات احدي اوست. از جمله آن که مي فرمود:" يا من دلّني علي نفسه و ذلل قلبي بتصديقه اسالک الامن و الايمان في الدنيا و الاخرة"(۴)؛ " اي کسي که مرا به سوي خودت رهنمون گشتي و دلم را به واسطه تصديق خود آرام گرداندي. از تو ايمان و امنيت در دنيا و آخرت را خواستارم."

--------------------------------------

۱ - عيون اخبارالرضا، ج2،ص 178

۲ - بحارالانوار،ج 49، ص91

۳ - الاتحاف يحب الاشراف، ص 59

۴ - اصول کافي،ج 2، ص 579

× نوشته شده توسط ستار | لینک ثابت |



شخصيت اخلاقي امام رضا (عليه السلام)


امامان پاک ما در ميان مردم و با مردم مي‏زيستند، و عملاً به مردم درس زندگي و پاکي و فضيلت مي‏آموختند، آنان الگو و سرمشق ديگران بودند، و با آنکه مقام رفيع امامت آنان را از مردم ممتاز مي‏ساخت، و برگزيده‏ي خدا و حجت او در زمين بودند در عين حال در جامعه حريمي نمي‏گرفتند، و خود را از مردم جدا نمي‏کردند، و به روش جباران انحصار و اختصاصي براي خود قائل نمي‏شدند، و هرگز مردم را به بردگي و پستي نمي‏کشاندند و تحقير نمي‏کردند. مي‌دانيم كه پيامبر اكرم(ص) در اخلاق نمونه بود، تا جايي كه خدايش در مقام ستايش پيامبر او را به خلق نيكو و عظيمش ياد كرده، رمز موفقيت او را نيز اخلاق ارزنده وي مي‌داند.
امامان نيز تجلي اخلاق پيامبر بودند، به گونه‌اي كه هركس آنان را مي‌ديد، بي‌اختيار به ياد رسول اكرم(ص) مي‌افتاد. حضرت رضا(ع) نيز در زندگي فردي و اجتماعي چنين بود كه خلق والاي پيامبر را حكايت مي‌كرد از او نشانه‌هايي اعجازآميز و ارزشهايي در اوراق تاريخ و بستر روزگاران، متجلي است و گواهاني راستين بر بزرگي او گواهند. گويا او آينه تمام نماي اخلاق و صفات پيامبر است.
ابراهيم بن عباس كه از ديرزمان محضر امام را درك كرده و از آن منبع فيض الهي، بهره‌ها برده بود، درباره روش اخلاقي امام مي‌گويد: «هيچ‌گاه نديدم آن حضرت، با سخن خود كسي را مورد اهانت و آزار قرار دهد و يا آن كه كلام كسي را قبل از آن كه سخن او پايان يابد، قطع كند. نياز نيازمندان را برآورده مي‌ساخت، هرگز در حضور ديگران به چيزي تكيه نمي‌داد، پاي خود را نزد كسي دراز نمي‌كرد، با خدمتكاران به نرمي سخن مي‌گفت، در جمع، با صداي بلند نمي‌خنديد و در حضور ديگران آب دهان را بيرون نمي‌انداخت.»
ابن ابي عباد، وزير مأمون، شيوه زندگي امام را چنين يادآور شده است: «حضرت علي بن موسي(ع) در تابستان روي حصير مي‌نشست و فرش او در زمستان نوعي پلاس بود، دور از چشم مردم جامه خشن مي‌پوشيد و هنگام رويارويي با مردم، لباس معمولي مي‌پوشيد تا خودنمايي به زهد، تلقي نشود.»

× نوشته شده توسط ستار | لینک ثابت |



علم امام رضا (علیه السلام)

امام رضا عليه‏السلام بر تمام علوم و دانشها احاطه‏ي کامل داشت. مورخان و راويان در اين موضوع متفق القولند که او دانشمندترين مردم زمان خويش و داناتر و شايسته‏تر از همه‏ي آنها در فرايض دين و ديگر علوم مانند طب و فلسفه بود. سخن درباره‏ي او و علم فراوانش بسيار است. از جمله عبدالسلام هروي گفته است: من هرگز کسي را اعلم‏تر از علي بن موسي الرضا (ع) نديدم. هنگامي که يک عالم ديني او را مي‏ديد، ديدن او در وي اثر مي‏گذاشت، همان طوري که در من اثر گذاشت. مأمون برخي از دانشمندان ديني و فقهاي اسلامي و حکماي الهي را براي مقابله با امام جمع کرد، ولي امام به هر حال بر تمامي علماي حاضر فايق آمد و آنها در برابر امام به ضعف خود اعتراف کردند. من خود شنيدم که امام مي‏فرمود: من همواره جاي خودم را در مرکز ديني اتخاذ مي‏کردم و تعداد دانشمندان در مدينه بسيار زياد بود، با وجود اين هنگامي که سؤالي به مغز عالمي فشار مي‏آورد، او و بقيه به من اشاره مي‏کردند و سؤال خود را براي من مي‏فرستادند و من هم پاسخ همه‏ي آنها را مي‏دادم.(1)
امام رضا عليه‏السلام عالم‏ترين مردم زمان خود و نيز بالاترين مرجع در جهان اسلام بود. عالمان دين و فقيهان سؤالاتشان را که درباره‏ي فرايض اسلامي بود، به نزد او مي‏فرستادند. ابراهيم بن عباس گفته است: هنگامي که از حضرت رضا عليه‏السلام درباره‏ي موضوع مشکلي پرسش مي‏کردند، امام به راحتي پاسخ مي‏داد. من هرگز کسي را داناتر از او نديدم. مأمون، امام رضا عليه‏السلام را با پرسش درباره‏ي همه چيز امتحان مي‏کرد، ولي امام به تمام مسائل پاسخ مي‏داد(2).
امام رضا عليه‏السلام بزرگترين متفکر برجسته‏ي اسلامي بود، از اين رو مي‏توانست زندگي علمي و فرهنگي مسلمين را گسترش دهد. مأمون مي‏گويد: من فکر مي‏کنم کسي در روي زمين، داناتر از اين مرد وجود ندارد.(3)
مناظرات امام رضا عليه‏السلام در خراسان، بصره و کوفه بر اين موضوع دلالت دارد که او داناترين افراد در روي زمين بوده است. در طول آن مناظرات از پيچيده‏ترين مسائل پرسيده مي‏شد و حضرت به آنها پاسخ مي‏داد، به طوري که تمام علماي دنيا در آن عصر به فضل و برتري وي بر خود اقرار داشتند.
----------------------------------------
پي نوشت:1ـ کشف الغمه، ج 3، ص 107.
2ـ عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 180.
3ـ اعيان الشيعه، ج 4.

× نوشته شده توسط ستار | لینک ثابت |



دانش امام رضا(علیه السلام) بر همه‏ي زبانها

نمونه‏اي ديگر از وسعت علم و کمال امام رضا عليه‏السلام اين است که مي‏توانست به تمام زبانها سخن بگويد. ابواسماعيل سندي مي‏گويد: هنگامي که در هندوستان بودم، شنيدم که خداوند يک حجت عرب زبان دارد، بنابراين از وطن خارج شدم و رفتم تا او را ببينم. مرا به سوي امام رضا عليه‏السلام راهنمايي کردند تا به نزدش رسيدم. من قادر به صحبت کردن به زبان عربي نبودم، بنابراين به زبان هندي به امام سلام کردم، ولي حضرت به زبان خودم سلامم را پاسخ گفت. باز به زبان هندي از او پرسيدم و او پاسخ مرا به زبان خودم داد.
عرض کردم: چون شنيدم خداوند حجت عرب زباني دارد، از شهر خود به طلب شما بيرون آمدم تا زيارتتان نمايم.
امام به من فرمود: من همان هستم که دنبالش بودي. بپرس از من آنچه را که مي‏خواهي.
من هم سؤالاتي درباره‏ي مسائل مختلف از امام کردم و او پاسخ مرا به زبان خودم فرمود.(1)
ابوالصلت هروي مي‏گويد: امام رضا عليه‏السلام با مردم به زبان خودشان سخن مي‏گفت. من در مورد اين فضيلت از آن حضرت پرسيدم و او پاسخ داد: اي ابوالصلت، من حجت خدا بر آفريدگانش هستم و خدا حجتي را که با زبان مردم آشنا نباشد، براي آنها تعيين نمي‏کند. آيا تو کلام اميرالمؤمنين را نشنيده‏اي که مي‏فرمود: «به ما قضاوت صحيح و کامل عطا شده است»؟ آيا اين علم به زبانها نيست؟(2)
ياسر خادم روايت کرده است: دو نفر از اهالي روم و اسلاو در خانه‏ي ابوالحسن الرضا عليه‏السلام ميهمان بودند. امام به آنها بسيار نزديک بود و هنگامي که اين دو با يکديگر صحبت مي‏کردند، حضرت متوجه شد که به زبان رومي و اسلاوي مي‏گويند: از ما در وطن خود هر ساله ديدار مي‏شد ولي اينجا کسي به ديدن ما نمي‏آيد.
لذا امام رضا عليه‏السلام صبح روز بعد، فردي را براي ديدن آنها فرستاد.(3)
----------------------------------------
پي نوشت:
1ـ بحارالانوار، ج 12، ص 15.
2ـ المناقب، ج 4، ص 333.
3ـ همان مأخذ، ص 334.

× نوشته شده توسط ستار | لینک ثابت |



نیایش رضوی/ پس از هشت ركعت نماز شب

پس از هشت ركعت نماز شب

اللّهمّ اِنّى اَسْأَلُكَ بِحُرْمَةِ مَنْ عاذَبِكَ مِنَكَ، وَ لَجَأَ إلي عِزّكَ وَ اسْتَظَلّ، بِفَيْئِكَ، وَ اعْتَصَمَ بِحَبْلِكَ، وَ لَمْ يَثِقْ إلّا بِكَ.
يا جَزيلَ الْعَطايا، يا مُطْلِقَ الْاُسارى‏، يا مَنْ سَمّي نَفْسَهُ مِنْ جُودِهِ وَهّاباً، أدْعُوكَ رَهَباً وَ رَغَباً، وَ خَوْفاً وَ طَمَعاً، وَ اِلْحاحاً وَ اِلْحافاً، وَ تَضَرّعاً وَ تَمَلّقاً، وَ قائِماً، وَ قاعِداً، وَ راكِعاً وَ ساجِداً، وَ راكِباً وَ ماشِياً، وَ ذاهِباً وَ جائِياً، وَ فى كُلّ حالاتى.
وَ اَسْأَلُكَ اَنْ تُصَلّىَ علي مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحْمّدٍ وَ اَنْ تَفْعَلَ بى كَذا وَ كَذا.

× نوشته شده توسط ستار | لینک ثابت |



در خلوت حق «سیره‏ی عبادی امام رضا»

امام و یاد خدا

رجاء بن أبی الضحاک قال:

فو الله ما رأیت رجلا کان أتقی لله منه و لا أکثر ذکرا له فی جمیع أوقاته منه و لا أشد خوفا لله عزوجل.

رجاء بن ابی‏ضحاک گوید:

به خدا قسم هرگز کسی را با تقواتر و به ذکر خدا گویاتر و از ترس خدا بیمناکتر از او [امام رضا علیه‏السلام] ندیدم.

مشکاه الانوار: 62


بقيه مطالب در ادامه مطلب


× نوشته شده توسط ستار | لینک ثابت |



عنوان شعر: دخیل پنجره فولاد


گلدسته‌ها و صحن و سرا جار می‌زنند شب تا سحر برای خدا زار می‌زنند
دیوانه‌ها جنون‌زده با یك زبان خاص از جام ثامن الحججی جاز می‌زنند
پروانه‌های شهر خدا گرد شمع او چنگی به چین پرده پندار می‌زنند
هر شب كبوتران به تمنای یك طواف چرخی به دور حلقه سرا می‌زنند
با لحن خود ابالحسنی حرف می‌زنند این پرده‌ها كه بر دور دیوار می‌زنند
نقاره‌های گنبد مولا رضا غروب آهنگ حج واجبه انگار می‌زنند
هزار حنجره فریاد؛ یا رضا مددی پرم ز ظلمت و بیداد؛ یا رضا مددی
خراب لحظه پرواز گِرد گنبد زرد دخیل پنجره فولاد؛ یا رضا مددی

× نوشته شده توسط ستار | لینک ثابت |



كاغذ دیواری زیبای امام رضا(ع)

سلامكاغذ دیواری امام رضا (ع) به دوستان گنبد طلايي امام هشتم

 

طرح بسیار زیبای امام رضا (ع)


 

امام رضا(ع) :

علم گنجینه های كمال است و كلید آن گنجینه های پرسش كردن است .

 

اندازه طرح :    900  *  1600

 

حجم طرح :      721 كیلوبایت



× نوشته شده توسط ستار | لینک ثابت |




آخرین مطالب وبلاگ



Copyright 2010 Designer Mohammad Rfiei & gonbadetala8.blogfa.com